X
تبلیغات
انجمن شعر و ادب اردکان - روز معلم مبارک (معرفی معلم شاعر محمود عباسی عقدا)
درج اخبار انجمن و ارائه آثار ادبی شاعران و نویسندگان شهرستان اردکان

این فضل الهی است که عالم شده ایم
                                             بر منبر دلها متکلّم شده ایم
چون خاتم انبیاء معلم برخاست
                                       صد شکر خدا را که معلّم شده ایم
دوازدهم اردیبهشت در راه بود و در ذهنم بود که با یکی شاعران معلّم مصاحبه ای ترتیب دهم و یکی از این سرمایه های گرانبها را معرفی کنم . بارها به معلم و شاعر پیشکسوت استاد رضا فتاحی زنگ زدم تا با ایشان مصاحبه ای ترتیب دهم  اما موّفق به برقراری ارتباط با ایشان نشدم. با معلم بزرگ و شاعر نکته سنج و خوش ذوق آقای محمود عباسی تماس گرفتم و قرار مصاحبه گذاشتم. ایشان که بیش از سی سال معلمی را بزرگترین افتخارخود می داند پس از گفتگوی تلفنی بنده با ایشان شعری می سراید که شرح حال سی سال خدمت صادقانه اش در قالب شعر است:
سی سال پیش فصل وجودم بهار بود
عنوان سرفرازیم "آموزگار" بود
سی سال پیش باغ جوانی جوانه داشت
قلبی میان سینه من بیقرار بود
در جای جای نقشه جغرافیای دل
رود و سرود و زمزمه ی جویبار بود
درس حساب زندگیم سهل و ساده بود
تاریخ، خاطرات پر از افتخار بود
دل بی غلط چو دیکته ی نا نوشته بود
انشای ذهن من، همه توصیف یار بود
فصل حماسی ادبیّات روح من
سر شار از تهمتن و سامِ سوار بود
حالا ... ولی به نقطه پایان رسیده ایم
پایان جمله خبری نکته دار بود.
محمود عباسی عقدا فرزند عباس که در بیستم مهرماه سال 1339 متولد شد. از همان بدو تولد پیوند ش را با ماه مهر می شد احساس کرد و می شد فهمید این زاده مهرماه  تا پایان عمر با مهر  و تولد هر ساله علم و دانش پیوندی نا گسستنی خواهد داشت.
روستای زیبای شمس آباد از توابع عقدا  زادگاه اوست . تحصیلات ابتدایی را در تهران آغاز نمود و در شمس آباد و عقدا ادامه داد تا در دانشسرای بفروییه پذیرفته شد و پس از دوسال تحصیل در دانشسرا و دریافت مدرک دیپلم " آموزگاری" را از سال 1359 در روستای عبدالله آباد چهل گزی تنگه چنار از توابع شهرستان تفت آغاز کرد و بدینسان "آموزگار"ی را بعنوان افتخار تمام روزهای عمر خود انتخاب نمود.
سپس با انتقال به روستاهای رباط پشت بادام و زرجوع، از سال 1367 تدریس در مدارس ابتدایی اردکان از جمله دبستان فردوسی، قیام و میرابزاده راآغاز نمود . عشق به ادامه تحصیل و علم آموزی در نهادش جریان داشت و با شرکت در کنکور سال 1367 ، در رشته کارشناسی ادبیات فارسی دانشگاه یزد پذیرفته شد و پس از اخذ این مدرک، در سال 1377 نیز در مقطع کارشناسی ارشد دانشگاه اصفهان پذیرفته شد و در نهایت در سال 1380 موفق به دریافت مدرک کارشناسی ارشد شد .
ازآن پس او علاوه بر تدریس در دبیرستانهای شهرستان اردکان به امر تدریس در دانشگاه پیام نور، آموزشکده فنی، دانشکده فرش، دانشگاه آزاد اسلامی و دیگر مراکز معتبر علمی پرداخت و همچنان در حال انتقال دانش و تجربیات علمی خود به نسل جوان این مرز و بوم بوده و هست.
محمود عباسی که شاعری توانا ، خلاّق و نکته بین است استعداد شعری خود را ذاتی و میراث پاک پدران خود که اهل ذوق و ادب بوده اند می داند و اولین دلسروده های خود را مربوط به دوران راهنمایی بر می شمرد. وی اولین سروده خود را که در ذهنش باقی مانده و محصول دوران دبیرستان است برایمان می خواند:
خطی از خون به لوح دل نوشتم
                                  زآب دیده رزق جان سرشتم
چرا گویم که تختم واژگون است
                              که زرعی ندروم جز آنچه کشتم
مطالعه دیوان اشعار شعرای بزرگ از جمله حافظ،  سعدی و مولانا و نیز آثار و کتب شعرای معاصر از جمله هوشنگ ابتهاج (ه.آ سایه)، شفیعی کدکنی، سهراب سپهری و حفظ ارتباط با شاعران شهرستان و استان و مطالعه  شعر روز از ویژگیهای این معلم ارجمنداست. وی  از دیگر رموز موفقیت خود در عرصه شعر و ادبیات را شرکت منظم در جلسات شعر خوانی و نقد شعر که در سطح شهرستان خصوصاً در آموزش و پروش و یا سازمان تبلغات آنهم با حضور استاد "شفق (ر ه)" برگزار می شد می داند و همنشینی با اهل ادب و ذوق را برای شاعران لازم و ضروری می پندارد.
عباسی به گمان خود اشعار خود را پس از گذراندن دوران دانشگاه نسبت به قبل،  منسجم تر و  پخته تر می داند .
از عباسی میپرسم شعر را برایمان تعریف کنید.  چنین می گوید:
هرگاه انسان حرفی برای گفتن داشته باشد و آنرا با چاشنی عاطفه و تخیل بیان کند به هر شکل و قالبی  که باشد شعر است البته به شرط آنکه در دل خواننده اثر بگذارد و باعث برانگیختن احساسات وی از جمله غم یا شادی گردد.
قالب ترجیحی وی در سرودن شعر غزل است و البته در دیگر قالبها نیز اشعار فراوانی دارد. وی حتی در قالب نیمایی نیز اشعار زیبایی دارد که یکی از این اشعار بنام "بید سوخته" در جشنواره شعر روستایی جهاد کشاورزی استان مقام اول را به خود اختصاص داد.
همچنین عباسی  در جشنواره شعر معلم که بین فرهنگیان استان برگزار شد مقام اول را کسب و در جشنواره کشوری جانباز نیز به عنوان اشعار برگزیده دست یافت. وی همچینن در مسابقه پرسش مهر- در بخش شعر- در شهرستان اول  و در سطح  استان به مقام دوم نائل آمد.
عباسی موفقیت خود را مدیون نگاه محبت آمیز خانواده خود می داند و ارادت قلبی او را به خانواده اش می توان در نگاهش خواند. وی صاحب دودختر؛ یکی فارغ التحصیل رشته ریاضی و دیگری دانشجوی کارشناسی مهندسی طراحی فرش دانشگاه کرمان است که هردو از فعالان مسائل فرهنگی و ادبی و علاقمند به ادبیات هستند، بطوریکه دختر دوم ایشان صاحب مقام اول استان و پنجم کشوردر زمینه قصه نویسی است.
محمو د عباسی اگر چه تاکنون مجموعه مستقلی از اشعار ناب و دلربایش را به چاپ نرسانده ولی می توان اشعار نغزش را در کتابهایی ازجمله تذکره شعرای اردکان، برنگ اردیبهشت، رنگین کمان عشق، با شقایقها برادر ، باده های ازلی  و همچنین برخی نشریات ادبی به مطالع نشست. البته لازم به ذکر است که وی در آینده مجموعه از اشعارش را به چاپ خواهد رساند.
از ایشان در مورد وضعیت شعر استان و شهرستان می پرسم:
ایشان بازار شعر را کم رونق می داند و فعالیتهای موجود را نیز خود جوش و ناشی از عشق وافر عده ای شاعر هنرمند می داند که عاشقانه در این مسیر باقی مانده اند. وی توجه بیشتر مسئولین به این مقوله را از راههای پیشرفت و تداوم ارتقای سطح ادبیات استان و شهرستان می داند . وی دوران دفاع مقدس را از دوران اوج ادبیات کشور می داند و جامعه را عامل تهییج افراد جهت اعتلای هنر بر می شمرد. اگر جامعه به رکود و تکرار بینجامد هنر نیز راکد خواهد ماند. روح هنرمند به تلنگر نیاز دارد و این تلنگر باید از حامعه به فرد منتقل شود.
محمد عباسی علاوه بر بعد هنری، در ورزش نیز  ید طولایی داشته بطوریکه از بهترین فوتبالیستهای محل و محیط تحصیل خود بوده و در کنار فوتبال به والیبال و تنیس روی میز نیز می پراخته و در سالهای 58 و 59 قهرمان تنیس روی میز شهرستان بوده است.
این معلم ارجمند با 31 سال تدریس درس عشق و محبت، اکنون در آستانه باز نشستگی قرار دارد. من از ایشان می خواهم بعنوان یک معلم با تجربه و دلسوز  آنهم در آستانه روز معلم به معلمان جوانتر و کم تجربه تر توصیه هایی داشته باشند تا راهگشای انان در این مسیر خطیر باشد.
ایشان با سوزی عاشقانه چنین می گویند:
با عشق تدریس کنند، سعی کنند در زمینه های علمی به روز باشند و کتب های جدید را مطالعه کنند. از زمان عقب نباشند و فرزند زمان خویش باشند. سعی کنند تازه باشند و برای دانش آموزان خود تازگی و طراوت داشته باشند. بگونه ای بر سر کلاس حاضر شوند و با دانش آموز رفتار کنند که دانش آموز همواره منتظر معلم خود باشد نه آنکه از نیامدنش خوشحال شود.کلاس خود را بگونه ای اداره کنند که متنوع و سرشار از طراوت باشد.
آری چه جملات آموزنده و زیبایی! امیدوارم که تمام معلمان عزیزمان به این چند سطر که شاید ماحصل سالهای سال تلاش یک معلم عاشق، دلسوز و شفیق است  گوش فرا دهند و با عشق و محبت، جوانان این جامعه را پرورش دهند.
من نیز به اتفاق کلیه دست اندر کاران نشریه آیینه اردکان "روز معلم" را به تمامی معلمان عزیز اردکانی تبریک می گویم و از خدامی خواهم پاداش واقعی کار بزرگ و پیمبر گونه این رسولان عشق و ایمان و علم را به شایستگی تمام عطا نماید و برای محمود عباسی این معلم فرزانه و شاعر هنرمند آرزوی موفقیت و بهروزی دارم.
+ نوشته شده در  جمعه یازدهم اردیبهشت 1388ساعت 22:18  توسط مصطفی عابدی اردکانی(غروب)  |