حسین افخمی متخلص به رها

شاعری طبع روان می خواهد
نه معانی نه بیان میخواهد
در هفتمین روز  آبان سال 1324 چشم به عرصه وجود گذاشت و در دوران دبیرستان اولین شعر خود را در مورد مبعث رسول اکرم (ص) اینگونه سرود:
جبریل امین بار دگر پیک خدا شد
در کوه حرا پرچم توحید بپا شد
خورشید رسالت ز پس ابر جهالت
طالع شد و آفاق پر از نور و صفا شد ...
پس از اخذ مدرک کارشناسی در دبیرستانهای اردکان به تدریس ادبیات فارسی و عربی پرداخت.
دلبسته شعر است و  شعر را شعور می داند؛  شعوری که زندگی را پر از منطق و احساس می سازد
می پرسم چرا شعر ؟ می گوید در ک مفاهیم از طریق شعر ماندگار تر است.
می پرسم چرا شاعری ؟ می گوید:
در اندرون من خسته دل ندانم کیست
که من خموش و او در فغان و در غوغاست
63 سال از عمر عزیزش گذشته اما طراوت جوانی و گرمی عشق را در چشمان و کلام نافذش می توان حس کرد.
63 سال از عمرش گذشته و می گوید هر چه از عمرم می گذرد و زمان به جلو تر می رود بیشتر تشنه شعر شده ام و با وجود گرفتاریها و مشکلات روزمره زندگی، شعر را بدست فراموشی نسپرده ام.
می گوید من در اوج غوغا و جمع خانواده اگر قوه شعرم گل کند توان شعر گفتن را دارم و تحت تأثیر محیط قرار نمی گیرم.
31 سال تدریس و هر سال تعدا زیادی دانش آموز و همه از او راضی ؛ او راز این صمصمیت و موفقیت را در اخلاق خوب و صبر و حوصله اش می داند و به ماجوانان نیز توصیه می کند اینگونه باشیم.
آنقدر منظم و بدون غیبت در سر کلاسها حاضر می شود که دانش آاموزان دانشسرا به او می گویند :
 "آقا شما مریض هم نمی شوید!!!"
عاشق جلسات شعر است و اشعارش گرمی بخش محافل ادبی شهر است . غرور ندارد و به قول خودش: "از دیدن شاعران بهتر از خودم لذت می برم؛ زیرا به آرامش می رسم و تلا ش خود را دو چندان میکنم."
حسین افخمی اردکانی متخلص به رها این چهره آشنای محافل ادبی و ازیاران دیرین و همراهان مرحوم استاد بهجتی (شفق) از شاعران بنام دیارمان محسوب می شود. ایشان که کتاب" اشک رها" را در آستانه چاپ دارد در اغلب قالبهای شعری دست توانایی داشته و در قالب غزل، رباعی، مثنوی، بحرطویل یا هزار ضربه ذوق سرشار خود را  آزموده است. "رها" از مدیحه سرایان و مرثیه خوانان حضرت سیدالشدا (علیه السلام) نیز می باشد.
برای این هنرمند شهر مان آرزوی موفقیت در تمامی عرصه های زندگی مخصوصاً عرص شعر و شاعری داریم.